ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

303

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

بشر در مورد مهلب بد گمان بود . وقتى كه بشر به عراق رسيد ، مهلب از كار بشر آگاه شد ، از اين روى از بشر كناره گيرى كرد . بشر براى جنگ با ازارقه ، وليد بن خالد را برگزيد ولى وى شكست سختى خورد و متوارى شد . بشر كسى ديگر را به جنگ با ازارقه فرستاد ، او نيز نتوانست كارى از پيش ببرد . عبد الملك نامه‌اى براى بشر فرستاد و وى را از اين كه بر خلاف پيشنهاد وى كارى صورت داده بود ، سرزنش كرد . وقتى كه كار ازارقه بالا گرفت ، بشر بن مروان در مورد مهلب ، با اسماء بن خارجه و عكرمة بن ربعى و موسى بن نصير به مشورت پرداخت . عكرمه و اسماء با نظر بشر در مورد مهلب موافق بودند . موسى بن نصير به بشر گفت : كسى همچون مهلب نيست و امير المؤمنين كوتاهى تو را نسبت به وى نخواهد بخشيد ، اگر مهلب كارى انجام داده است او را بخواه و از وى جويا شو تا بدانى او گناهكار است و يا معذور . موسى پس از اين كه بشر تصميم بر قتل مهلب گرفته بود ، وى را از اين كار بر حذر داشت و حتى وقتى مهلب نزد بشر آمد ، بشر وى را بوسيد و او را گرامى داشت و وى را بر كارى كه بود همچنان باقى گذاشت . موسى نيز با پنجاه اسب و صد قاطر به كمك مهلب رفت و به مهلب گفت : از اينها براى جنگ استفاده كن . موسى همواره از مهلب جانبدارى مىكرد تا اين كه بشر در گذشت . موسى در آن زمانى كه بشر بن مروان بر جان خود مىترسيد ، با مقدارى دينار و درهم نزد او رفت . مردى نزد بشر آمد و در حالى كه موسى نيز حضور داشت گفت : اگر به مهلب نياز دارى ، اسب خود به فلان مكان بفرست . او در غارى تنهاست و هيچ يك از اقوام او نيز نزد وى نيستند . بشر نيز اسبى فرستاد . موسى كه در آن مجلس حضور داشت به غلام خود گفت : اگر تو زودتر از آن مرد به فلان مكان برسى ، تو را در راه خدا آزاد مىكنم ، وقتى نزد مهلب رسيدى به او بگو : موسى مىگويد ، خودت را نجات بده . غلام موسى نزد مهلب آمد و وى را آگاه كرد ، مهلب نيز بر اسب خود سوار شد و رفت . وقتى فرستادهء بشر آمد و مهلب را نديد ، نزد بشر برگشت و وى را از موضوع آگاه گردانيد . كشته شدن عبد العزيز بن موسى در اندلس محمد بن عبد الملك روايت مىكند ، در مدتى كه موسى بن نصير نزد سليمان بن عبد الملك بود در خشنودى او مىكوشيد ، چنان كه سليمان عبد الله بن موسى را بر افريقا و طنجه و سوس همچنان باقى گذاشت و پسر ديگر موسى يعنى عبد العزيز را نيز بر اندلس حاكم